نفرین
نفرين :
غربت من هر چي كه هست از با تو بودن بهتره .
آخر خط زندگي اين نفساي آخره .
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير مي شم .
اين آخرين راه ديگه بايد كه تنها بميرم .
تنها توو اوج بي كسي توو غربت آروم بگيرم .
بايد برم بايد برم بايد كه بي تو بپرم .
آخ كه چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم .
سكوت من نشونه ي رضايتم نيست مي دوني
گلايه هامو مي تووني از توي چشمام بخووني
بگو آخه جرمم چيه كه بايد اين جور بسوزم
هيچي نگم ,داد نزنم لبامو رو هم بدوزم
در به در غزل فروش منم كه گيتار مي زنم
با هر نگاه به عكست انگار من خودمو دار مي زنم
نفرين به عشق
به عاشقي
نفرين به بخت و سرنوشت
به اون نگاه كه عشق تو توو سرنوشت من نوشت
نفرين به من
نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن منو به اون دل سياه تو
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ توسط معصوم
|