می خواهم و می خواستمت  تا نفسم بود

می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

دست من آغوش تو هیهات که یک عمر

تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

لب بستم و پرسوخته از کوی تو رفتم

رفتم به خدا گر هوسم بود بسم بود